نمی دونم از کجا شروع شد و داره به کجا میره؟فقط می دونم که خوبم خیلی خوب و می دونم که آگاهانه زیستن را با ابعاد دیگری دارم تجربه می کنم و به نظرم همین کافیه
من دنبال ایده آلیسم کمال گرایانه دیگه نیستم و در لحظه خوشم
من از نشستهای مطالعاتی جمعه صبحها لذت می برم و از بازی با علی و از بودن با حامد و همین از زندگی بس است برای من و برای خوشبختی من همینها کافیست و دیگر هیچ
من این روزها شادی را ارزانتر بدست می آورم
ترجمه کتاب آموزش سوادعاطفی دارد تمام می شود و من از ستینر ۸۰ ساله خیلی چیزها یاد گرفته ام خیلی خیلی چیزها
دارم لولیتا را می خوانم در تهران و نمی دانم حال و هوای امروز با دیروز چه فرقی کرده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نمی توانم بگویم که ما برگشته ایم به ۳۰ سال پیش
نمی دانم دغدغه هایم عوض شده اند به آموزش زنان و مادران می اندیشم، به خانواده، به کودکان معصوم
و گذر زمان را نمی فهمم این روزها
پر از انرژی ام و پراز شور زندگی و لذت بالقوه ای که دارد در من غلیان می کند
این روزها فلاش بک می زنم به گذشته ها و بیش از هر زمان دیگری در خودم فرو رفته ام و فکر می کنم چه خوب بود اگر همه ما در خود آنچنان فرومی رفتیم که اصلاح دیگرخلق خدا را برای چندصباحی به گوشه ای می نهادیم شاید که رستگار شویم
و مطمئن هستم که آموزه های روش تحلیل رفتارمتقابل دوای دردهای امروز و زمانه ما هستند
و ای کاش با چشمان باز زندگی می کردیم و ای کاش آگاهانه تر در خود فرو می رفتیم،ای کاش بهای شادیهایمان له کردن دیگران نبود و برای سرپوش نهادن بر حقارتهای خویش برچسب نقد تلخ بر همنشینانمان نمی زدیم،ای کاش به صمیمیت بیشتر می اندیشیدیم تا مراسم و مناسک پوچ
و امروز می دانم که این حرفها شعر نیست من راهی را دارم می آموزم که به انسان یاد می دهد چگونه می توان لذت برد و آگاهانه زیست